تبليغاتX
utopia

utopia

دوستانه

مولاي من

 

زمانيكه تيغ بران شمشير جهل نابودي شرف اسلام را نشانه رفت ، مغز ناآگاه  دشمنان رستاخيزي تازه را رقم زد .

 آن هنگام كه در محرابي غرق در عشق ، علي (ع ) به سجد ه رفت و سفاكان بر او شمشير زدند اين بخت آنان نبود كه نقشه اي شوم اجرا شود ، بل مشيعتي الهي بود تا خفته گان در خواب بيدار شوند و كور و كران برحقانيت علي شفا يابند .

مولاي من سرشار از آگاهي و معرفت بود وبه صدق رسالتش پا به محراب گذاشت. و چه تاريخي كه با مرورش غم فراغ او را بر ما آسان مي شود . تاريخ اسلام پس از علي (ع ) ميراث جاودانه انسانيت شد .

اسلامي بودن سر مشق و علي وار شدن آرزو ......

او كه اسطوره زمان است ، چنان شيفتگانش را متحير ساخته است كه توان كفر و شك و نافرماني را از يارانش زايل ساخته و از پي صدها سال زواياي وجودش بيش از پيش  آشكار مي شود .

علي (ع ) برگزيده حق تعالي چنان رسالت خويش بعد ازپيامبراعظم به انجام رساند ، كه پس از وي اسلام نتها دست خوش ناداني ها نشد بل آغازگر راهي شد كه به حق بشر را راهي نباشد جز پيمودن آن .

مولاي من زهر نيش دشمنان اسلام را خود چشيد تا شهادتش پادزهري شود براي يارانش و به راستي كه  پيروانش  در تاريخ  هيچ گاه در نبرد با كفار درنماندند و همواره پيروزي از آن ، شيعيان بود .

مولاي من اگرچه رفت و كوچه هاي خاكي كوفه ، يتيماني گرسنه ، چاهي منتظر و جهاني آشفته را تنها گذاشت ، ليك صبورانه رسالت خويش را به پايان رساند .

 اما چه شرمانه كه همچنان كوردلاني نقش شياطين را بر صحنه زنگي بازي مي كنند تا دستاورد امامت علي (ع) را كمرنگ كنند. و اين بر ياران اوست كه در پي رستاخيز آغاز شده پس از شهادت وي راهش را ادامه دهند تا به رضاي خدا غايت آفرينش به ثمر نشيند.

 

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 4 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

آیت الله موسوی اردبیلی: به خاتمی رای دهید

آيت الله العظمي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي از مراجع تقليد با انتقاد از عملکرد محمود احمدی نژاد اعلام كرد كه سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين را مناسب ترين گزينه براي رياست جمهوري دهم مي داند.

به گزارش فردا  آيت الله موسوي اردبيلي در گفتگويي با سردبير نشريه «آواي اترك» چاپ مشهد به كارنامه محمود احمدي نژاد اشاره كرد و گفت:«آقاي احمدي نژاد مي گويد خدمات من كم نظير است.آيا حرف مردم هم همين است؟ بايد حرف مرم را شنيد تا ببينيم خوب عمل كرده است يا خير؟»

اين مرجع تقليد درباره عملكرد سيد محمدخاتمي نيز با اشاره به اينكه ايشان دو دوره رياست جمهوري رابا موانع ومشكلات زيادي پشت سر گذاشتند و نمي گذاشتند كه امور آن گونه كه بايد به سرانجام برسد تاكيد كرد:« آقاي خاتمي نيروي بسيار خوبي است، به مردم كمك مي كند و مردم چنانچه در دوره بعدي هم شركت كند مي توانند از خدمات وي بهره مند شوند. من توصيه مي كنم كه مردم رويكردشان به آقاي خاتمي باشد وبه آقاي خاتمي راي دهند. هر كسي هم كه به ميدان آمد باز به آقاي خاتمي راي بدهند. به نظر من ايشان ارجحيت دارد.»

+ نوشته شده در  87/06/18ساعت 11 AM  توسط مهتاب بهريان  | 

سکوت های پر معنا برای جنگ های پرسود

در حالي كه جنايات در فلسطين به اسم مظلوميت تقبيح مي شود من درعجبم كه چگونه فرياد هزاران بيگناه در كشوري كه در مجاورتمان قرار دارد شنيده نمي شود .

هرچند كه نگراني از تحولات در قفقاز باعث شده که تهران نبرد فعلی روسیه و گرجستان را دقیق زیر نظر بگیرد اما تاكنون اقدامي جدي در راستاي ميانجي گري براي پايان دادن به اين جنگ و احقاق حقوق مردم اوستيا از سوي ايران صورت نگرفته است .

 به راستي عدالت ، حقوق بشر و ظلم در دكترين كشورها چه جايگاهي دارد؟ اين همه تناقض در تفسير لغات از كجا سر چشمه مي گيرد ؟

آيا منافع دولت ها جنگ را شيرين و دموكراسي را به خشونت مبدل مي سازد ؟

همان دموكراسي كه آمريكا به عراق برد تا در ذيل اهدافش مردم عراق را به ذلت در ابوغريب دعوت كند . همان جنگي كه تلخي اش در سايه روابط به كام ايرانيان دلسوز كم رنگ جلوه كرده است .

جالب آنجاست كه اين سكوت و استراتژي  به بار نيز نشست و در شلوغي بازار امروز خبر دادند كه در سايه جنگ روسيه و گرجستان روابط روسيه با ايران گرم تر شد و .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/06ساعت 4 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

خواب

ديشب خواب ديدم مرد عبا شكلاتي پرده هاي ابهام را كنار زد و سرانجام به حرمت ميهن ، چشم بر جفايي كه بر او رفت بست و به صحنه آمد . اما تعبير رفت و صبح دم شنيدم كه شيخ اصلاحات حرمت شكست و رسم شاگرد و استادي به جا نياورد و پيش از استاد به صحنه آمد .گويی كه داعيه داران ميهن دوستي از هول جاماندن چنين پر شتاب مي روند و گرنه چه كسي چشم بر كيسه هم وطنش ندوخته است و اينگونه پشت ناجي ملت را خالي مي سازد .

آري اگر رسم همياري است ، كوتاه آي و زبان به دندان گير كه از اين آب گل آلود ماهي درشتي نصيب بي خردان شد .

 سهم تو محفوظ است اگر نيايي اما مردم كه آب مسموم به ناداني را روز و شب مي خورند چه ؟ سهم آنان در اين بازي تنها آينده اي شوم و محتوم است . پس به حرمت وطن به  پشت استاد برگرد و او را ياري كن كه كشورت در خطر است و او با درايتش تنها ناجي ماست .........

تو خود مي داني كه كج انديشان تازه كار چه انديشه هايي در سر دارند كه آن را پاياني نيست جز نابودي ايران س به عمر كوتاه خود و آينده دور و دراز اين مرز بوم بيانديش و ياران را براي حمايت از او هدايت كن . اجماع بر سر او تنها راه حل است پس به بيراهه نرو .........

 

+ نوشته شده در  87/06/05ساعت 11 AM  توسط مهتاب بهريان  | 

گفت‌و‌گو با دكتر احمد توكلى

 

من كه تا به حال نشنيدم بچه‌ها وقتى براى آينده‌شان رؤيابافى مى‌كنند، بگويند مى‌خواهم روزنامه‌نگار بشوم. دكتر، مهندس، خلبان و هزار شغل ديگر وجود دارند كه در رؤياهاى كودكى مى‌گنجند، اما روزنامه‌نگارى اغلب به عنوان يك شغل فرهنگى در معرض ديد قرار نمى‌گيرد، در پس ذهن آدم‌هاست. حتى وقتى روزنامه‌ها ورق مى‌خورند، تصور يك نويسنده كمتر به خاطر مخاطبان مى‌آيد، مگر اينكه ستون معروفى باشد كه با نام نويسنده آن گره خورده. با اين حال، «احمد توكلي» روزنامه‌نگار و مدرس روزنامه‌نگاري،‌معتقد است كه اين حرفه جذابيت‌هاى خاص خودش را دارد، بويژه براى جوانان. اما وقتى با او به گفت‌و‌گو مى‌نشيني، تازه متوجه مى‌شوى كه چرا مدتى است روزنامه‌ را رها كرده به مطالعه و نوشتن كتاب‌هايش رو آورده، چون معتقد است كه فراز و نشيب‌هاى روزنامه‌نگارى در ايران آنقدر زياد بوده كه هيچ‌گاه نمى‌توان سير صعودى براى آن متصور شد. شايد مسائلى از جنس نبود مديريت آشنا با مفهوم رسانه و شناخت صحيح نيازهاى اطلاع‌رسانى در جامعه همه نگرانى‌هايش در حوزه مطبوعات نباشد، اما همين‌ها هم براى كسى كه 27 سال گذشته را در اين حوزه فعاليت كرده دغدغه محسوب مى‌شوند. به هر حال، احمد توكلى بعد از سال‌ها روزنامه‌نگارى و تدريس اين رشته در دانشگاه‌ها و انتشار كتاب‌هايى چون «مصاحبه حرفه‌اي»، «مثلث طلايى نوشتن»، «مصاحبه خلاق»، «گزارش‌نويسى در مطبوعات» و «ويراستاري» و «مديريت اخبار» حرف‌هاى خواندنى بسيارى دارد، حرف‌هايى از جنس تخصص و تجربه يك كهنه‌كار مطبوعاتى.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/22ساعت 6 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

خطري كه آينده جمهوري اسلامي را تهديد مي‌كند

 

با وجود آن كه اين روزها بحث‌هاي سياسي پيرامون آمدن يا نيامدن سيد محمد خاتمي به انتخابات دهم رياست جمهوري مطرح است، وي از گفت‌وگوي سياسي پرهيز دارد و صرفا حاضر است درباره مسائل فكري به گفت‌وگو بنشيند.

از همين رو، همزمان با صدور دومين سالگرد نهضت مشروطه، پرسش‌هاي «تابناك» درباره موضوع مردمسالاري و جايگاه آن در نظام جمهوري اسلامي براي او فرستاده شده و رئيس‌جمهور سابق ايران كه اين روزها، كمي با فراغت بيشتر در يكي از ساختمان‌هاي نزديك جماران روزگار مي‌گذراند، با حوصله به آنها پاسخ مكتوب مي‌دهد.

نكته جالب البته اين است كه رئيس دولت موسوم به اصلاحات، خود را اصولگرا مي‌داند و البته بخش جالبتر گفت‌وگو به رابطه او با رهبري انقلاب در هشت سالي برمي‌گردد‌ كه عهده‌دار بالاترين مقام اجرايي كشور بود

رئيس‌جمهور سابق در اين گفت‌وگو به پرسش‌هاي مطرح درخصوص نحوه ارتباط خود بارهبر انقلاب، نهادينه شدن مردم‌سالاري در ايران، ارتباط مردم‌سالاري با ولايت فقيه‌، نسبت تفكرات رهبري با مباني نظري اصلاح‌طلبان و مباني اصولگرايي پاسخ داد...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/21ساعت 3 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

شهر

مرغكان شوم در اوج  و كلاغان بد خبر 

شهر در آبستن يك فاجعه است

كوچه ها لبريز از قهر و غضب

شهر در آبستن يك فاجعه است

كودكان افسون يك جادو گرند

مردها در راهها جا مانده اند

دشت ها پر زبوي خون و مرداركثيف

شهر در آبستن يك فاجعه است

بي خبر از انديشه يك جغد پير مردامان شهر در رفت و آمدند

 قوم يك دختر خيانت مي كنند

بي گناهي نا نوشته مي كشند

سر به سجاده به فكر شهوت و  سهم  يكديگر به دريا مي برند

خنده خنده نقشه هاي شوم اجرا مي شود

شهر در آبستن يك فاجعه است

+ نوشته شده در  87/05/20ساعت 6 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

رئيس جمهور محبوب من ....

 

دچار روزمره گي شدن اعتراف سختي است اما من به آن دچار شده ام . مني كه به خاطر شرايط حاكم جز دغدغه فردا ، امروز را به سر نمي كنم .

 آرامش را از ياد برده ام و در جواني شاد بودن را غريبه مي دانم . شوقي براي فردا ندارم و هرچه هست ترس است . كار كردن در محيطي كه عملكردش دردي را در جامعه درماني نيست ناگوار است ، قلم ميزنم بي آنكه تاثيري بر تصميم هاي اشتباه آنان داشته باشم . روزها از پي هم مي دوند ، دارايي ثروتمندان افزون تر و فقرا بي نوا تر و  من لال از رنج مردم .....

شهر را غبار ناداني پوشانده است و گاز سياست فضا را مسموم ساخته است . چقدر دلم براي سالهايي كه به پاي اين ناداني سوخت تنگ شده است سالهاي حضور مرد بزرگي بر مسند رياست ..... سالهايي كه اگر نان نبود ترس از حمله بيگانگان و تاراج انديشه و يغماي اصالت نيز نبود ، سالهاي شور و هيجان .....

سالهايي كه پارسي بودن را فرياد مي زدي نه آنكه به خاطرش رانده شوي ....

چقدر دلم براي عباي روشنش تنگ است كاش كه ابرهاي ناداني كنار رود و بار ديگر روياي حضورش تعبير شود ....

با او جنگيدن با دليل ،  فقرزيبا  و مرگ جاودانه است ........

+ نوشته شده در  87/05/20ساعت 4 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

جنگ و ديگر هيچ

 

امروز كه درآستانه افتتاحيه‌ المپيك چين تهديد تروريستي شد ، مردمان گرجستان سيلي آرامي از روسيه خوردن تا به ياد داشته باشند كه زندگي جنگ است و ديگر هيچ .......

سران ابر قدرتي كه به نام شعور داستان هاي غم انگيز ناداني را زنده مي كنند اين بار شام نفرت را بر سفره  مردماني گذاشتند كه طعم استقلال را ازپس سالها خشونت چشيده بودند.

در دوران به ظاهر متمدن امروزي صدها سازمان پر شكوه بنا شد تا به نام دفاع از حقوق بشر ، عقل ها را فعال و انديشه ها را متحد سازد . ليكن از پيشرفت بهره اي نبردند مگر در ساختن برج هايي كه نه گرما را در آن راهي باشد و نه سرما ....

اما جاهل تر از قبل اعضاي اين سازمان ها بر خوان هاي گسترده خون مردم مي مكند و هر از گاهي  جاني مي دهند تا جاني بگيرند و  چه افتخاراتي كه نصيبشان نمي شود و چه تاسف بار كه همچنان در جهالت خويش چنگ و دندان به يكديگر نشان مي دهند .

انديشه جنگ را من نيز به سر دارم ، روزي لي لي كنان سنگ ما نيز از بازي خارج مي شود و ما نيز به پاي آنان كه خطوط بازي را نادرست ترسيم كردند خواهيم سوخت . روزي كه اين سوختن را جز ذلت ، نفرت ، پشيماني و مرگ تفسيري نباشد ....

خرفتان سياستمدار پيروز مي شوند و مرگ ما صفحه اي از افتخاراتشان خواهد شد ........

+ نوشته شده در  87/05/18ساعت 6 PM  توسط مهتاب بهريان  | 

برنامه هاي من براي وزارت

 

 

عجب بروبيايي .... احتمالا من هم به زودي از كسوت روزنامه نگاري  به در جه وزيري ارتقا پيدا مي كنم . به هرحال در دولت هاي مهرورز اين سمتي است كه دست به  دست تمام اقشار مي گردد . بعيد نيست كه يك ليسانسه ارتباطات نيز در قحطي رجال دكتراي افتخاري بگيرد و بنا به مصلحت  ( خوب تعامل از اختلاف بهتر است ) امور مملكتي به دست بگيرد . اگر چنين شد برنامه هاي زيادي  براي وزارت دارم خوب فرق هم ندارد چه وزارت خانه اي اين جور كه تجربه ثابت كرده است هر كاري براي هر جايي ضروري است . البته از هر جايي هم مي شه شروع كرد چون ادامه راه ديگران بي معني است همه بايد برگردند از اول ... بله در آرمان شهري كه من فعلا در آن متوقف شدم اين گونه كشور داري مي شه ...

اگه من وزير شدم ابتدا تمام دوستانم را كه تاكنون استعدادهاي آنان نهفته مانده  رو دور خودم جمع مي كنم ازحالا فراخوان مي زنم دوستانم در دوره مهدكودك در اولويت هستند......ما روياهاي زيادي داشتيم ....گشتن به دور دنيا و خوردن دست پخت انواع آشپز ها ...

نه اصلا بي خيال من رو با اين دنيا كاري نيست . بهتر است دنبال اتوپياي خودم برم  ... جايي كه هركسي را بهر كاري ساختند .....

+ نوشته شده در  87/05/16ساعت 5 PM  توسط مهتاب بهريان  |